دعاي فرج



تاريخ : شنبه 22 آبان 1395 | 13:13 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)

«زیارت آل یس » یکی از زیارت های مشهور حضرت صاحب الامر علیه السلام است . راوی این زیارت، ابوجعفر محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری است که همه علمای رجال و حدیث از او به بزرگی و قداست یاد کرده اند.(۱)

 

او صاحب کتابهای متعددی بوده که ظاهرا چیزی از آنها در دست نیست و چون در اواخر دوران غیبت صغری می زیسته، مکاتباتی با حضرت مهدی علیه السلام داشته و به افتخار این توقیع نائل آمده است .
این زیارت با ۲۳ سلام آغاز شده است: سلام اول به آل یس (عترت پاک پیامبر صلی الله علیه و آله) و سلام های بعدی هر یک با القاب و عناوين خاص حضرت مهدی علیه السلام می باشد.


سپس با اظهار و اقرار به اصول اعتقادی صحیح و گواه گرفتن امام بر آنها و تجدید عهد وفاداری نسبت به اولیای دین، زیارت به پایان می رسد


این زیارت به تصریح برخی از علما، جامع و کامل و بهترین زیارت آن حضرت است و در همه اوقات می شود آن را خواند.
سندهای این زیارت صحیح و معتبر بوده و در مجموعه های مهم حدیثی و دعا نقل گردیده است .(۲)


جمع کثیری از شیعیان به خواندن این زیارت و دعای بعد از آن مداومت دارند و جلسات خاصی برای خواندن آن به طور دسته جمعی در شهرهای مختلف شیعه نشین برگزار می گردد.


۱-الاحتجاج، طبرسی، ج ۲، ص ۴۹۲ .ص ۱۷۱

 

یکی از علت‌های طولانی شدن غیبت امام عصر(ع) از خودخواهی انسان هاست، تا زمانی که منیت و خودخواهی به جای خداخواهی باشد، همین است. این درحالی است که شرط ظهور حضرت ولی عصر(ع) این است که ما خود را تغییر دهیم و خودخواهی را از خود دور کنیم، امام نقصی ندارد بلکه ما باید شرایط را عوض کنیم.

بنابراین یکی از تمرین ها برای بیرون آمدن از خودخواهی در دوران غیبت خواندن زیارت آل یاسین است، به این معنی که حق همان است که شما دوست دارید و باطل آن است که شما دوست ندارید، دوست داشتن و نداشتن امام مهم است. نه خودمان، اگر این معیار را در زندگی پیاده کنیم آن وقت می توانیم بگوییم منتظر واقعی امام هستیم.

در این میان حجت الاسلام عباس رمضانعلی زاده، پژوهشگر مهدوی به پرسشی در راستای زیارت آل یاسین پاسخ می دهد:

 

زیارت آل یاسین مختص امام زمان(ع) است یا مشترک میان اهل بیت(ع)؟

نخستین سلام این زیارت نامه با عنوان "سلام علی آل یاسین" بین اهل بیت(ع) مشترک است و از دوران امام علی(ع) تا امام زمان(ع) به اهل بیت(ع) اطلاق می شود. به طوری که امام زمان(ع) در مورد این دعا فرمودند: هرگاه خواستید با ما سخن بگویید، این دعا را بخوانید و با "سلام علی آل یاسین" آغاز کنید.

 

اما باید گفت مابقی فرازها و سلام های زیارت آل یاسین مخصوص امام زمان(ع) است. امام عصر(ع) در جهت رعایت ادب نیز فرمودند: برای زیارت من قبل از هر چیز اجداد طاهرینم را زیارت کرده و بعد از آن به من سلام دهید و بگویید: "السلام علیک یا داعی الله. . ."

در روایات آمده که شخصی در زندان بود و امام عصر(ع) به خوابش می آید و می فرماید: برای رهایی از بند دعای "الهی عظم البلاء ..." را بخوان. در این راستا باید گفت که حتی در بخشی از این دعا نیز قبل از توسل به امام زمان(ع) به اجداد مطهر ایشان توسل می جوییم و می گوییم: یا محمد و یا علی، یا علی و یا محمد و در ادامه می گوییم "یا مولانا یا صاحب الزمان"

ادعیه و زیارات مهدوی نیز نشان دهنده رعایت ادب و احترام امام عصر(ع) به پدران و اجداد طاهرینشان است. بنابراین بخش اول زیارت آل یاسین مشترک میان اهل بیت(ع) است و مابقی زیارت اختصاص به امام عصر(ع) دارد.

 

متن زیارت آل یس :

 

سَلامٌ عَلی آلِ یاسین

سلام بر آل یاسین

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعیَ اللهِ وَ ربّانیَّ آیاتِه

سلام بر تو، ای دعوت کننده‌ی به سوی خدا، و دانای بزرگ آیات او

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بابَ اللهِ وَ دیّانَ دینِه

سلام بر تو، ای دروازه‌ی‌ (سرای رحمتِ) خدا و (ای) داور دین او

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا خَلیفةَ اللهِ وَ ناصِرَ حَقِّه

سلام بر تو، ای جانشین خدا و یاری کننده‌ی حق او

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا حُجَّةَ اللهِ وَ دلیلَ إرادَتِه

سلام بر تو، ای حجّت خدا و (نشانگر و) راهنمای اراده‌ی او

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا تالیَ کِتابِ اللهِ وَ تَرجُمانَه

سلام بر تو، ای تلاوت کننده‌ی کتاب خدا و روشنگر آن

اَلسَّلامُ عَلَیکَ فی آناءِ لَیلِکَ وَ أطرافِ نَهارِکُ

سلام بر تو، در تمام لحظه‌های شبانه‌ات و ساعت‌های روزت

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّةَ اللهِ فی أرضِه

سلام بر تو، ای باقی‌نهاده‌ی‌ خدا در زمین

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی أخَذَهُ وَ وکَّدَه

سلام بر تو، ای میثاق خداوند که بر آن پیمان گرفته و استوارش ساخته است

اَلسَّلامُ عَلیکَ یا وَعدَ الله الَّذی ضَمِنَه

سلام بر تو، ای وعده‌ی خدا که خود آن را تعهّد کرده‌است

اَلسَّلامُ عَلَیکَ أیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنصوبُ وَ الْعِلمُ الْمَصبوب

سلام بر تو، ای پرچمِ بلندِ افراشته و ای دانشِ ریزان

وَ الْغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَة

و ای فریادرسِ (درماندگان) و ای رحمتِ گسترده

وَعداً غَیرَ مَکذوب

(که) وعده‌ای دروغ ناشدنی (است)

اَلسَّلامُ عَلیکَ حینَ تَقوم

سلام بر تو؛ آن گاه که می‌ایستی

السَّلامُ عَلیکَ حینَ تَقعُد

سلام بر تو؛ آن گاه که می‌نشینی

السَّلامُ عَلیکَ حینَ تَقرءُ وَ تُبیِّن

سلام بر تو؛ آن گاه که (قرآن) می‌خوانی و بیان می‌کنی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصَلّی وَ تَقنُت

سلام بر تو؛ آن گاه که نماز می‌گزاری و قنوت می‌خوانی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَرکَعُ وَ تَسجُدَ

سلام بر تو؛ آن گاه که رکوع و سجود می‌آوری

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّر

سلام بر تو؛ آن گاه که «لا اله الا الله» و «الله اکبر» می‌گویی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَحمَدُ وَ تَستَغفِر

سلام بر تو؛ آن گاه که (خدا را) می‌ستایی و آمرزش می‌خواهی،

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصبِحُ وَ تُمسی

سلام بر تو؛ آن هنگام که روز را آغاز می‌کنی و آن گاه که روز را پشت سر می‌‌گذاری

اَلسَّلامُ عَلَیکَ فی الَّلیلِ إذا یَغشی وَ النَّهارِ إذا تَجَلّی

سلام بر تو در شب؛ آن گاه که (تاریکی‌اش گیتی را) فرو پوشد و در روز؛ آن گاه که روشنایی‌اش آشکار گردد

اَلسَّلامُ عَلیکَ أیُّهَا الإمامُ المَأمون

سلام بر تو؛ ای امامِ امان‌یافته

اَلسَّلامُ عَلَیکَ إیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأمول

سلام بر تو؛ ای پیشاپیش‌داشته‌ی آرزو شده

اَلسَّلامُ عَلَیکَ بِجَوامِعِ السَّلام

سلام بر تو، همه‌ی سلام‌های جامع و فراگیر

اُشهِدُکَ یا مَولای

ای مولای من، تو را به گواهی می‌گیرم

أنّی اَشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَهَ

که من شهادت می‌دهم: خدایی جز الله نیست و او یکتای بی‌همتاست

وَ اَشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه

و این که حضرت محمّد بنده و فرستاده‌ی اوست

لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه

و محبوبی جز او و خاندانش نیست

وَ اُشهِدُکَ یا مَولای اَنَّ علیّاً أمیرَ‌المُؤمِنینَ حُجَّتُه

مولایم، نیز گواهت می‌گیرم که علی امیر مؤمنان حجّت اوست

وَ الْحَسَن حُجَّتُه

و حسن حجّت اوست

وَ الْحُسینَ حُجَّتُه

و حسین حجّت اوست

وَ عَلیَّ بنَ الْحُسینِ حُجَّتُه

و علیّ ‌بن الحسین حجّت اوست

وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه

و محمّد بن علی حجّت اوست

وَ جَعفَر بنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُه

و جعفربن محمّد حجّت اوست

وَ موسَی بنَ جَعفَرٍ حُجَّتُه

و موسی بن جعفر حجّت اوست

وَ عَلیَّ بنَ موسی حُجَّتُه

و علیّ بن موسی حجّت اوست

وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه

و محمّد بن علی حجّت اوست

وَ عَلیٍّ بنَ مُحَمَّدَ  حُجَّتُه

و علی بن محمّد حجّت اوست

وَ الْحَسَن بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه

و حسن بن علی حجّت اوست

وَ اَشهَدُ اَنَّکَ حُجَّةُ الله

وشهادت می‌دهم که تو حجّت خدایی

أنتُم الاوَّلُ وَ الاخِِر

آغاز و انجام شمایید

وَ أنَّ رَجعَتَکُم حَقٌّ لا رَیبَ فیها

و (نیز گواهم بر) این که بازگشت شما (به این جهان)،‌ راست است و شکی در آن نیست؛

یَومَ لایَنفَعُ نَفساً ایمانُها لَم‌تَکُن آمَنَت مِن قَبل اَو کَسَبَت فی ایمانِها خَیراً

در آن روز که ایمانِ کسی که از پیش ایمان نیاورده‌باشد، یا از ایمان بهره‌ی نیکویی نداشته‌باشد، او را سود نمی‌بخشد

وَ أنَّ الْمَوتَ حَقّ

هم چنین (گواهی می‌دهم) که مرگ راست است

وَ أنَّ ناکِراً وَ نکیراَ حَقّ

و آمدن دو فرشته‌ی پرسشگر (در گور) راست است

وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشرَ حَقّ

نیز شهادت می‌دهم که از نو زنده شدن راست است

وَ البَعثَ حَقِّ

و برانگیخته‌شدن راست است

وَ اَن الصِّراطَ حَقّ

و (پل) صراط راست است

وَ المِرصادَ حَقّ

و (در) کمین‌گاه (بودن خدا) راست است

وَ المیزانَ حَقّ

و ترازوی (سنجش اعمال) راست است

وَ الْحََشرَ حَقّ

و رستاخیز راست است

وَ الحِسابَ حَقّ

و حساب‌رسی کردارها راست است

وَ الْجَنَّةَ وَ النّارَ حَقّ

و بهشت و دوزخ راست است

وَ الوَعدَ وَ الوَعیدَ بِهِما حَقّ

و نوید و هشدار به آن دو راست است

یا مَولایَ شَقِیَ مَن خالَفَکُم وَ سَعِدَ مَن أطاعَکُم

ای مولای من، آن که با شما به مخالفت برخاست نگون‌بخت و آن که شما را اطاعت کرد سعادتمند است

فَاشْهَدْ عَلی ما أشهَدتُکَ عَلَیه

پس بر آن چه تو را بر آن شاهد گرفتم گواه باش

وَ أنَا وَلیٌّ لَکٍَ

که من دوست‌دار توام

بَریءٌ مِن عَدُوِّک

و از دشمن تو بیزار

فَالحَقُّ ما رَضیتُموه

حق همان است که شما را پسند آید

وَ الباطِلُ ما أسخَطتُموهً

و باطل همان که شما از آن ناخشنود باشید

وَ الْمَعروفُ ما أمَرتُم بِه

تنها آن چه شما فرمان داده‌اید، آشنا (و پذیرفته‌ی فطرت) است

وَ الْمُنکَرُ ما نَهَیتُم عَنه

و آن چه نهی فرموده‌اید ناشناخته (و ناپسند) است

فَنَفسی مُؤمِنَةٌ بِالله

پس دل من به خداوند ایمان دارد

وَحدَهُ لا شَریکَ لَه

خدای یکتای بی همتا

وَ بِرَسولِه وَ بِأمیرِالمُؤمِنینَ

و به رسول او و به امیر‌المومنین (ایمان دارد)

وَ بِکُم یا مَولای أوَّلِکُم وَ آخِرِکُم

و به شما -ای مولایم- از نخستین تا واپسینان (ایمان دارد)

وَ نُصرَتی مَعَدَّةٌ لَکُم

و همواره آماده‌ی یاری شمایم

وَ مَوَدَّتی خالِصَةٌ لَکُم

و دوستی من فقط برای شماست

آمینَ آمین

بپذیرید، بپذیرید.

 

وبعد ازآن این‏ دعا خوانده شود:



اَللّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ نَبِىِّ رَحْمَتِکَ،
خدایا از تو خواهم که درود فرستى بر محمد پیامبر رحمتت‏

وَکَلِمَةِ نوُرِکَ، وَاَنْ تَمْلَأَ قَلْبى‏ نوُرَ الْیَقینِ، وَصَدْرى‏ نوُرَ الأیمانِ،
و کلمه نورت و دیگر آنکه پرکنى دل مرا با نور یقین و سینه‏ام را با نور ایمان‏

وَفِکْرى‏ نوُرَ النِّیَّاتِ، وَعَزْمى‏ نوُرَ الْعِلْمِ، وَقُوَّتى‏ نوُرَ الْعَمَلِ وَلِسانى‏
و اندیشه‏ام را با نور تصمیمها و اراده‏ام را با نور علم و نیرویم را با نور عمل و زبانم‏

نوُرَ الصِّدْقِ، وَدینى‏ نوُرَ الْبَصآئِرِ مِنْ عِنْدِکَ، وَبَصَرى‏ نوُرَ الضِّیآءِ،
را با نور راستگوئى و دین و مذهبم را با نور بینائیهائى از نزد خودت و چشمم را با نور روشنائى‏

وَسَمْعى‏ نوُرَ الْحِکْمَةِ، وَمَوَدَّتى‏ نوُرَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ‏
و گوشم را با نور فرزانگى و حکمت و دوستیم را با نور موالات محمد و آلش علیهم‏

السَّلامُ، حَتّى‏ اَ لْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ وَمیثاقِکَ، فَتُغَشّیَنى‏ رَحْمَتُکَ‏
السلام تا تو را دیدار کنم و من به عهد و پیمان تو وفا کردم پس رحمت خود را بر من بپوشان‏

یا وَلِىُّ یا حَمیدُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ حُجَّتِکَ فى‏ اَرْضِکَ،
اى سرپرست و اى ستوده خدایا درود فرست بر محمد حجت تو در روى زمینت‏

وَخَلیفَتِکَ فى‏ بِلادِکَ، وَالدَّاعى‏ اِلى‏ سَبیلِکَ، وَالْقآئِمِ بِقِسْطِکَ، وَالثَّآئِرِ
و جانشین تو در شهرهایت و دعوت کننده بسوى راهت و قیام کننده به عدل و دادت و انقلاب کننده‏

بِاَمْرِکَ، وَلِىِّ الْمُؤْمِنینَ، وَبَوارِ الْکافِرینَ، وَمُجَلِّى الظُّلْمَةِ، وَمُنیرِ الْحَقِّ،
به دستور تو، دوست مؤمنان و نابودى کافران و برطرف کننده تاریکى و روشن کننده حق‏

وَالنَّاطِقِ بِالْحِکْمَةِ وَالصِّدْقِ، وَکَلِمَتِکَ التَّآمَّةِ فى‏ اَرْضِکَ، الْمُرْتَقِبِ‏
و گویاى به حکمت و راستى و آن کلمه (دستور و فرمان) کاملت در روى زمین که در حال انتظار

الْخآئِفِ، وَالْوَلِىِّ النَّاصِحِ، سَفینَةِ النَّجاةِ، وَعَلَمِ الْهُدى‏، وَنوُرِ اَبْصارِ
و هراس بسر برد و آن سرپرست خیرخواه و کشتى نجات و پرچم هدایت و روشنى دیدگان‏

الْوَرى‏، وَخَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدى‏، وَمُجَلِّى الْعَمى‏ الَّذى‏ یَمْلَأُ
مردم و بهترین کسى که جامه ورداء ببر کرد و زداینده گمراهى آنکس که پرکند

الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً، کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً، اِنَّکَ عَلى‏ کُلِّشَىْ‏ءٍ
زمین را از عدل و داد چنانچه پرشده باشد از ستم و بیدادگرى که براستى تو بر هر چیز

قَدیرٌ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ وَلِیِّکَ وَابْنِ اَوْلِیآئِکَ الَّذینَ فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ‏
توانائى خدایا درود فرست بر بنده مقرب درگاهت و فرزند بندگان مقربت آنانکه فرض کردى فرمانبرداریشان را


وَاَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ، وَاَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهیراً، اَللّهُمَ‏
و واجب گرداندى حقشان را و دور کردى از ایشان پلیدى را و بخوبى پاکیزه‏شان کردى خدایا

انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ لِدینِکَ، وَانْصُرْ بِهِ اَوْلِیآئَکَ وَاَوْلِیآئَهُ، وَشیعَتَهُ‏
یاریش کن و بدست او دینت را یارى کن و یارى کن بوسیله او دوستان خودت و دوستان او و شیعیان‏

وَاَنْصارَهُ، وَاجْعَلْنا مِنْهُمْ، اَللّهُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ باغٍ وَطاغٍ، وَمِنْ شَرِّ
و یاورانش را و ما را نیز از آنان قرار ده خدایا نگاهش دار از شر هر متجاوز و سرکشى و از شر

جَمیعِ خَلْقِکَ، وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنَ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ، وَعَنْ یَمینِهِ وَعَنْ‏
همه مخلوق خودت و محافظتش کن از پیش رُویش و از پشت سرش و از سمت راستش و از طرف‏

شِمالِهِ، وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ مِنْ اَنْ یوُصَلَ اِلَیْهِ بِسُوءٍ، وَاحْفَظْ فیهِ‏
چپش و پاسداریش کن و نگاهش دار از اینکه گزند و آسیبى بدو رسد و (شوکت و عزت) رسول‏

رَسوُلَکَ وَآلَ رَسوُلِکَ، وَاَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَاَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ، وَانْصُرْ
و آل رسولت را در (وجود) او حفظ فرما و آشکار (یا پیروز) گردان بدست او عدل و داد را و بیاریت‏

ناصِریهِ، وَاخْذُلْ خاذِلیهِ، وَاقْصِمْ قاصِمیهِ، وَاقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکُفْرِ،
کمکش ‏کن ویاورش را نیز یارى کن و هر که دست از یاریش بردارد خوار گردان و در هم شکن شکننده‏اش را و بشکن بدست او

وَاقْتُلْ بِهِ الْکُفَّارَ وَالْمُنافِقینَ، وَجَمیعَ الْمُلْحِدینَ حَیْثُ کانوُا مِنْ‏
قدرت و شوکت کافران را و آنان را بدست آن حضرت به خاک هلاک افکن و هم چنین منافقان و همه بى‏دینان ستیزه‏جو را در هر جا

مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها، بَرِّها وَبَحْرِها، وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً،
هستند از خاورهاى زمین و باخترهاى آن چه در خشکى و چه در دریا، و پرکن بوسیله او زمین را از عدل و داد

وَاَظْهِرْ بِهِ دینَ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَاجْعَلْنِى اللَّهُمَّ مِنْ‏
و آشکار (یا پیروز) کن بوسیله‏اش دین پیامبرت - صلى اللّه علیه و آله - را و قرار ده خدایا مرا نیز از

اَنْصارِهِ وَاَعْوانِهِ، وَاَتْباعِهِ وَشیعَتِهِ، وَاَرِنى‏ فى‏ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ‏
یاران و کمک کاران و پیروان و شیعیانش و به من به نما در مورد آل محمد علیهم‏

السَّلامُ ما یَاْمُلوُنَ، وَفى‏ عَدُوِّهِمْ ما یَحْذَروُنَ، اِلهَ الْحَقِّ آمینَ، یا
السلام آنچه را آرزو داشتند و در مورد دشمنشان آنچه از آن مى‏ترسند مستجاب گردان اى معبود حق

ذَاالْجَلالِ وَالْأِکْرامِ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.
و اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى مهربانترین مهربانان

 

نحوه ی خواندن زیارت آل یاسین :

 


این دعا را بدون وضو و در حال حرکت (در اتوبوس ، تاکسی ، مترو و ...) هم می شه خواند .

 

زمان اون هم از اذان صبح تا شب است .(یعنی توی این فاصله زمانی می توانید دعایتان را بخوانید)

 

ولی توصیه می کنیم که دوستان دعاهاشون رو بعد از نماز صبح با وضو و رو به قبله بخوانند و بدانند که اثر ویژه ای خواهد داشت .

 

 

لینکهای دانلود

لینک دانلود
 

 

 



تاريخ : شنبه 15 آبان 1395 | 14:27 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 | 13:33 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)



تاريخ : پنج‌شنبه 07 خرداد 1394 | 23:40 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)



تاريخ : پنج‌شنبه 07 خرداد 1394 | 23:31 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)

دلیل نامگذاریش این است که در دوران جاهلیت، با فرا رسیدن این ماه به جنگ روی آورده و خانه‌ها خالی می‌ماند؛ از این رو به آن صفر گفته‌اند.


اول صفر : وارد كردن سر مطهر امام حسين عليه السلام به شام ، ورود اهل بيت عليهم السلام به شام ، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام (به روايتي)، آغاز جنگ صفين (بنا بر روايتي)

دوم صفر : مجلس يزيد لعنت‌الله عليه بنا بر نقلي، شهادت زيد بن علي بن الحسين عليهم السلام ( به روايت ديگر)

سوم صفر : ولادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام 57 هجري قمري به روايتي.

چهارم صفر  : وفات آيت‌الله محمد علي شاه آبادي (1369 هجري)

پنجم صفر  : شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها و لعنة‌الله علي قاتليها، 61 هجري.

ششم صفر  : صدور توقيع امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به حسين بن روح.

هفتم صفر  : ولادت امام موسي كاظم عليه السلام 128 هجري، شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام بنابر نقل بحار، وفات آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي 1411 قمري.

هشتم صفر  : وفات حضرت سلمان فارسي (سلمان محمّدي ) رضي‌الله عنه 35 هجري قمري

نهم صفر  : شهادت عمار ياسر رضي‌الله عنه در جنگ صفين 37 هجري، شروع جنگ نهروان 38 هجري قمري.

دوازدهم صفر  : وفات هارون برادر حضرت موسي عليهماالسلام.

سيزدهم صفر  : اختيار حكمين در صفين و حيله عمروعاص.

چهاردهم صفر  : شهادت محمدبن ابوبكر به دست عمروعاص (بنابر روايتي)

شانزدهم صفر  : شهادت آيت‌الله سيد حسن اصفهاني فرزند آيت‌الله سيد ابوالحسن اصفهاني 1349 قمري.

هجدهم صفر  : شهادت اويس قرني در جنگ صفين 37 هجري قمري.

بيستم صفر  : اربعين حسيني.

بيست و دوم صفر  : صدور توقيع شريف امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفداء براي مرحوم شيخ مفيد اعلي الله مقامه 420 قمري.

بيست و سوم صفر  : پي كردن ناقه حضرت صالح نبي عليه السلام توسط قومش - گرفتار شدن حضرت يونس عليه السلام در شكم ماهي.

بيست و چهارم صفر  : شدّت يافتن بيماري حضرت رسول اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم.

بيست و پنجم صفر  : شانه گوسفند و دوات طلبيدن پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم براي نوشتن وصيّت نامه و منع عمر (لعنة الله علیه) از اين كار.

بيست و ششم صفر : دستور پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلم به لشكر اسامه جهت آماده شدن در جنگ با روميان( بنابر نقل واقدي 11 هجري) ، سالروز انقراض حكومت امويان.

بيست و هشتم صفر  : رحلت جانسوز رحمت للعالمين پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم در روز دوشنبه 28 صفر سال 11 هجري قمري - شهادت مظلومانه سبط اكبر امام مجتبي عليه السلام 50 قمري.

(سي ام / بیست و نهم ) صفر  : شهادت امام رضا عليه السلام 203 هجري قمري



تاريخ : جمعه 16 دی 1390 | 17:31 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
منادا
 
خدایا درانتظار
 
ظهورمهدی ات(عج)
 
چشم به راه آقا امام الزمانم(عج)
 
دلم درغروب جمعه هات گرفته است
 
جمعه که میشه امید ظهورش بیشتر برام
 
اما جمعه ها جای خود را به دیگری می سپارد وهنوز آقام...
 
خدایا هر روز همه دعا می کنیم برای ظهورش وروز وشب امیدظهور رادر دلمون بیشتر می کنیم
 
خدایا
 تورابه بزرگی وکمالت قسم می دهیم ظهورآقا امام الزمان(عج)رانزدیک بفرما.
 
 
اللهم عجل لولیک الفرج


تاريخ : جمعه 20 اسفند 1389 | 19:49 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
ادامه ویژگیهاى یاران خاص امام زمان (ع )
 
هشت . روحیه شهادت طلبى : یاران حضرت مهدى (ع ) شیفته لقاى الهى و عاشق شهادت اند وآرزو 
مـى کـنـنـد کـه در راه خـدا بـه شـهـادت بـرسـنـد ((... یـَتـَمـَنَّونَ اَنْ یـُقـْتـَلُوا فى سِبیلِاللّهِ)).
مـوارد یـاد شـده بـرخـى از ویـژگیهاى نفسانى و معنوى یاران خاص حضرت بود که ذکر شد.
 
3 ـ 3. ویژگیهاى عملى و رفتارى
بـرخـى از خـصـوصـیـات عـمـلى یـاران خـاص حـضـرت را مى توان در محورهاى زیر مورد بررسى قرار داد.
 
 
یـک . سـادگـى و بـى پـیـرایـگـى : یـاران مـهـدى (ع ) جـلال و جـبروت و حشمت ظاهرى ندارند. با دبدبه و کبکبه ظاهرى و تشریفات چشم پرکن نـیـسـتـنـد. از ایـن رو، در میان زمینیان ناشناخته اند. در نگاه مستکبران خوار و کوچک جلوه مى کنند، ولى در میان ملکوتیان معروف و در نگاه مؤ منان ارزشمند هستند.
امیر مؤ منان در وصف آنها مى فرماید:
گـروهـى بـا کـافران به نبرد مى پردازند که در نظر مستکبران خوار و زبون هستند، در آسمان معروف و در زمین ناشناخته اند ((یُجاهِدُهُمْ فِى اللّهِ قَوْمٌ اَذِلَّةٌ عِنْدَ المُتَکَبِّرینَ، فِى الاَرْضِ مَجْهُولُونَ، وَ فِى السَّماءِ مَعْرُوفُونَ)).
ظـاهـر آنـان نـشـان نـمـى دهـد کـه جـزو اصـحـاب خـاص مـهـدى (ع ) هـسـتـنـد. مـگـر در هـشـت سـال دفـاع مـقـدس کـسى شهید همّت ، شهید باکرى ، شهید خرازى و دیگر سرداران رشید اسـلام را مـى دیـد بـاور مـى کـرد کـه فـرمـانـده لشـکـر و فـدایـى راه امـام راحل (ره ) هستند؟!
جـوانـان پـا بـه رکـاب امام زمان (ع ) در انقلاب جهانى اش نیز همین گونه اند. آنان چون سـاده و بى پیرایه اند به چشم نمى آیند، ولى آوازه آنان به جمع ملکوتیان رسیده است ((فِى السَّماءِ مَعْرُوفُونَ)).
 
 
دو. جدیّت در کار و تلاش روزانه : یاران مهدى (ع ) به تعبیر شهید بهشتى شیفتگان خدمت انـد نـه تشنگان قدرت . آنان براى کار در حکومت جهانى مهدى موعود(ع ) و تحقق بخشیدن به منویّات امام زمانشان سر از پا نمى شناسند. آرام و قرار ندارند. تنبلى ، بى حالى ، سهل انگارى و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن در قاموس آنان مفهومى ندارد.
یاران مهدى (ع ) مردانى هستند که شبها نمى خوابند و یا به قدر اندک مى خوابند ((رِجالٌ لا یَن امُونَ اللَّیْلَ...)). یک معناى این عبارت این است کـه شـبـهـا را بـه شـب زنـده دارى مـى پـردازند. ولى معناى دیگرش نیز آن است که اینان خـوابـشـان سـبـک اسـت ، کـمـتر مى خوابند و شبها علاوه بر شب زنده دارى به فکر مردم ، خـدمـتـگـزارى و چـگونگى انجام وظیفه کردن براى آنان هستند. چنانکه در حدیثى دیگر امام صادق (ع ) به مفضّل مى فرماید:
اى مـفـضّل ! بدان ، اگر حکومت در دست ما بود، جز سیاست شب (عبادت ، اقامه حدود و حقوق الهـى و حراست مردم ) و سیاحت روز (سیر کردن و رسیدگى به مشکلات مردم )... چیزى در کار نبود.
یـاران حضرت اگر جانشان را نیز در راه خدمتگزارى و التزام رکاب امام زمان (ع ) بدهند، احـسـاس مـى کـنـنـد کـارى بـزرگ نـکـرده انـد ((... لَمْ یـَسـْتـَعـْظـِمـُوا بـَذْلُ اَنْفُسِهِمْ فِى الحَقِّ))
آنها در مبارزه نیز همواره آماده و جدّى هستند و در این راه دست از سلاح بر نمى دارند تا خدا راضـى شود ((لا یَکُفُّونَ سُیُوفَهُمْ حَتّى یَرْضَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ))
آنـان راهبان شب اند و شیران روز. در میدان کار و تلاش همانند شیرى ژیان ایفاى نقش ‍ مى کنند.
 
 
سـه . سـاده زیـسـتى : یکى از نقاط ضعف در مدیریت و مدیران ، روحیه اشرافیگرى است . اشـرافـیـگـرى بـه تـعـبیر مقام معظم رهبرى براى یک کشور آفت است ، ولى اشرافیگرى مسئولان ، آفت مضاعف است .
یـاران خـاص مـهـدى (ع ) زنـدگـى مـعـمـولى دارنـد. رونـد زنـدگـى آنها به سمت تنعّم و تـجـمـل پـرسـتـى نیست . آنها با امامشان پیمان بسته اند که همانند او ساده زندگى کنند؛ غـذاى سـاده بخورند؛ لباس ‍ ساده بپوشند؛ وسیله نقلیه معمولى سوار شوند؛ به مقدار کم قانع باشند.
امام صادق (ع ) درباره ساده زیستى حضرت مهدى (ع ) مى فرماید:
بـه خـدا سـوگـنـد! او جـامـه درشت مى پوشد و خوراک خشک و ناگوار مى خورد ((فَوَاللّهِ مالِباسُهُ اِلاَّ الْغَلیظَ، وَ لا طَع امَهِ اِلا الجَشَبَ)).
امـام زمـان (ع ) از یـاران خـود تـعهّد مى گیرد که همین سیره را عملى کنند و آنها نیز در این مسیر دست از پا خطا نمى کنند.
 
 
چـهـار. ولایـتـمـدارى : یاران حضرت ، امام خود را به شایستگى مى شناسند و به او اعتقاد دارند ((اَلْقائِلینِ بِاِمامَتِّهِ)). این معرفت ، شناخت شناسنامه اى نیست بلکه معرفت به حق ولایت است . از این رو، به امامشان عشق مى ورزند و دلهاى آنان از محبت مهدى (ع ) لبریز است . بر لوح دل آنان جز الف قامت مهدى (ع ) نوشته اى نیست . ایـن شـیـدایـى بـه حـدّى اسـت کـه براى تبرّک دست بر زین اسب امام مى کشند و تبرّک مى جـویند. آنها به هنگام نبرد پروانه وار شمع وجود مهدى (ع ) را در میان مى گیرند و از او مـحـافـظـت مـى کـنـنـد ((یـَتـَمَسَّحُونَ بِسَرْجِ الاِمامِ یُطْلُبُونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ وَ یَحَفُّونَ بِهِ یَقُونَهُ بِاَنْفُسِهِمْ فِى الْحَرْبِ...))
ولایـتـمـدراى آنـان عـلاوه بر عشق و دلدادگى در برابر امام زمان (ع )، در اطاعت از فرامین ایـشـان عـیـنیت مى یابد. آنان بازوان پرتوان مهدى (ع ) و در برابر او سلم محض و مطیع مـحـض هـسـتـنـد. تمام تلاش آنها همین است که فرامین امامشان را اجرا کنند ((مُجِدُّونَ فُى طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ)). آنها مهدى (ع ) را محور، قلّه و چشم انداز تـمـام حـرکـتـهـا و جـهـت گـیـریـهاى خود مى دانند و در راستاى کمک به آرمانها و منویات و تدابیر او گام بر مى دارند و به دلالت او و با انگشت اشاره او حرکت مى کنند.
هر چه امام دستورشان دهد، انجام مى دهند. در برابر فرمان امامشان از کنیز زرخرید، مطیع تـرنـد ((وَ هـُمْ اَطـْوَعُ مـِنَ الاَْمَةِ لِسَیِّدِها)). به تعبیر امروزه آنان در برابر قرائت امام زمان (ع ) از خود قرائتى جدا ندارند.
 
 
پـنـج . انـضـبـاط و روحـیـه تـشکیلاتى : نظم و انضباط، شرط اصلى براى توانایى هر سـازمـان نـظـامـى اسـت . ستاد فرماندهى حکومت جهانى مهدى (ع ) از انضباطى آهنین ، نظمى مـنـطـقـى و روحـیـه تـشکیلاتى برخوردارند. معنا ندارد غیر از این باشد؛ چرا که آنان مى خـواهـنـد دنـیـا را بـه نـظم و انضباط وادارند و انسجام جهانى ایجاد کنند. امام على (ع ) این ویژگى آنان را این گونه ستوده است :
گـویـا آنـان را مـى نـگـرم کـه هـیـاءتـى یـکـسـان و قـد و قـامـت بـرابـر دارنـد، جـمال و برازندگى و لباس آنان نیز مثل هم است ((کَاَنّى اَنْظُرُ اِلَیْهِمَ و الزِّىُّ واحِدٌ وَ الْقَدُّ واحِدٌ وَ الْجَمالُ واحِدٌ وَ اللِّباسُ واحِدٌ)).
 
 
شـش . اتـحـاد و انـسـجـام و برادرى : یاران خاص حضرت برگزیدگانى اند که خداوند قـلوب آنـهـا را بـه یـکـدیـگـر گـره زده اسـت ((یـُؤَلِّفُ اللّهُ بـَیْنَهُمْ ...)) ((یُؤَلِّفُ اللّهُ قُلُوبَهُمْ )). روح برادرى ، اعتماد، همدلى و یکرنگى بر آنان حاکم است . انـدیشه هایشان متحد و یگانه ، دیدگاههایشان همانند، دلهایشان به هم پیوسته و به هم گـره خـورده است . به یکدیگر عشق مى ورزند و با هم مهربانند و خیرخواه همدیگر هستند. رابـطـه دوسـتـى آنـهـا چـنان مستحکم است که گویى برادران تنى و از یک پدر و مادراند ((کـَاَنَّمـا رَبـّاهـُمْ اَبٌ واحـِدٌ وَ اُمُّ واحِدَةٌ قُلُوبُهُمْ مُجْتَمِعَةٌ بِالَْمحَبَّةِ وَ النَّصیحَةِ)).
انـسـجـام و اتحاد کلمه در میان مدیران مطلبى بسیار اساسى و مهم است و یاران حضرت از ایـن نـعـمـت الهـى به شکلى شایسته برخوردارند و تواضع و روح برادرى در میان آنان مـوج مـى زنـد. از این رو، به یکدیگر احترام مى گذارند. خیرخواه یکدیگرند. نسبت به هم مواسات دارند. هیچ گونه اختلاف و نزاعى میان آنان در نمى گیرد و...
 
 
هـفـت . روحـیـه حـمـاسى و سلحشورى : هنر مدیریت همین است که بتواند از موانع عبور کند و موانع آنها را متوقف نسازد و ماءیوس نکند که بگویند نمى توان جلو رفت . یاران مهدى (ع ) در شـجـاعـت و دلیـرى و نترسى بى نظیرند. روحیه اى حماسى و سلحشورى دارند ((هُمْ کَرّارُونَ...))
آنـان سـپـاه غـضـب و مـظـهـر خشم الهى اند که در آخرالزمان براى یارى حضرت مهدى (ع ) خـواهـند آمد ((جَیْشُ الْغَضَبِ قَوْمٌ یَْاءتُونَ فى آخِرِ الزِّمانِ...)). آنـان در کـارزار هـمانند شیرانى هستند که از بیشه هاى خود بیرون آمده انـد و هـیـچ چـیـز جـلودارشـان نـیـست . اگر اراده کنند کوهها را از جاى خود بر مى کنند و از مـوانـع مى گذرند و خاکریزهاى دشمن را یکى پس از دیگرى فتح مى کنند ((کُلُّهُمْ لُیُوثٌ قـَدْ خـَرَجـُوا مِنْ غاباتِهِمْ، لَوْ اَنَّهُمْ هَمُّوا بِاِزالِةِ الجِبالِ لاََزالُوها مِنْ مِواضِعِها)).
آنان تیز پروازان و بهترین سوارکاران دنیا هستند ((هُمْ خَیْرٌ فِوارِسَ عَلى ظَهْرِ الاَْرْضِ اَوْ مِنْ خَیْرِ فَوارِسَ عَلى ظَهْرِ الاَْرْضِ)).
بـراى درهـم کـوبیدن ظلم و استکبار و با شعار انتقام گیرى از خون امام حسین (ع ) به راه مـى افـتـنـد. ابـّهـت و آوازه آنـهـا جـلوتـر از خـودشـان حـرکـت مـى کـنـد و در دل دشـمـنـان اسلام رعب مى افکند. رعب و وحشت آنها یک ماه جلوتر از خودشان پیش مى رود و خداوند به وسیله آنها امام زمان (ع ) را یارى مى کند.
((شِعارُهُمْ: یا لَثاراتِ الْحُسَیْنِ! یَسیرُ الرُّعْبَ اَمامَهُمْ مَسیرَةَ شَهْرٍ... بَهَمْ یَنْصُرُ اللّهُ اِمامَ الْحَقِّ)) حارالانوار، ج 52، ص 308.+
یـاران مهدى (ع ) گروهى هستند که بر اساس حق همواره با دشمنان دین خدا پیکار مى کنند و پیروزى را به ارمغان مى آورند.
 
 
هشت . عدالت پیشگى و دادگرى : از ماءموریتهاى یاران خاص اجراى عدالت در ممالک است . امام کاظم (ع ) در تفسیر آیه شریفه ((یُحْیى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها)) فرمود:
نه اینکه خداوند زمین را با باران زنده کند، بلکه مردانى را بر مى انگیزد تا عدالت را زنـده کـنـنـد و زمـیـن در پـرتـو آن عـدالت زنـده مـى شـود.
اگـر یـاران مهدى (ع ) خود عادل نباشند چگونه خواهند توانست عدالت را در جهان برقرار کنند.
 ((ذات نایافته از هستى بخش / کى تواند که شود هستى بخش )).
خـلاصـه کـلام ایـنکه آنان در شایستگیها و امتیازات به گونه اى هستند که به تعبیر امام عـلى (ع ) نـه از نسلهاى گذشته کسى از آنان پیشى گرفته و نه از آیندگان کسى به مقام والاى آنها مى رسد ((لَمْ یَسْبِقْهُمُ الاَْوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکُهُمُ الآخِرُونَ)).
یـاران خـاص مـهدى (ع ) در همه عرصه ها الگو و نمونه اند. آنجا که به عنوان فرمانده لشکر مهدى (ع ) انجام وظیفه مى کنند از تمام ویژگیهاى لازم در یک فرمانده لشکر اسلام برخوردارند و در قلوب مؤ منان عالم جاى دارند. هنگامى که به عنوان سربازى فداکار و شجاع در رکاب امام زمانشان هستند، چون پروانه اى بر محور شمع وجود رهبر و مقتدایشان مى گردند، دلداده اویند، در برابر او تسلیم محض هستند و ولایتمدارى را در عقیده و اخلاق و عـمـل عـیـنیت مى بخشند. وقتى که به عنوان کارگزار حکومت جهانى انجام وظیفه مى کنند، شیفته خدمت اند نه تشنه قدرت ، بى پیرایه اند، زندگى آنان در حد افراد معمولى است ، بـر مـحور عدالت حرکت مى کنند. آنجا هم که به عنوان شهروند جامعه جهانى هستند مطیع قانون مهدوى و در احترام به آنان پیشتازند.
 
4. نتیجه گیرى
 
از مجموع آنچه گذشت نتیجه گرفته مى شود که :
1. حضرت مهدى (ع ) در عرصه جهانى تحولاتى بنیادین ایجاد مى کند.
2. کـار آن حـضـرت هـمـه اش بـا کـرامت و معجزه درست نمى شود، بلکه خداوند یارانى را براى نصرت او ذخیره کرده و با یارى آنان کارها را پیش مى برد.
3. یـاران خـاص حـضـرت ، 313 نفر و به تعداد اصحاب پیغمبر اکرم (ص ) در جنگ بدر است .
4. پنجاه نفر از این تعداد را زنان تشکیل مى دهند.
5 . اینان از بهترین و زبده ترین افراد بشر هستند و قدرت اجرایى بسیار بالایى دارند و هر کدام قدرت اداره مملکتى را دارا هستند.
6 . روایـات از آنـان به عنوان رجال الهى ، پرچمداران ، امرا، وزرا، نقبا، خواص ، حاکمان الهى و مانند آن یاد کرده است و این تعبیرها ماهیت حقیقى آنان را روشن تر مى سازد.
7. آنان بار سنگین مسئولیت کارگزارى را از جانب مهدى (ع ) بر دوش مى کشند. 
8 . آنان ماءموریتهاى متعددى در رکاب امام زمانشان دارند که جنگ با ستمگران عالم ، مبارزه بـا انـحـرافـات و بـرداشتهاى نادرست از دین و تبیین درست معارف دینى ، عمران و آبادى کشورها و برقرارى عدالت در حوزه هاى ماءموریتى آنها از آن جمله است .
9. ویـژگـیـهـاى آنـان در سـه مـحـور ویـژگـیهاى ظاهرى ، ویژگیهاى نفسانى و معنوى و ویژگیهاى عملى و رفتارى قابل بررسى است .
10. مـشـخـصـات ظـاهـرى ، جـوان بـودن ، تـوانـایـى بـدنـى ، سیما و قد و اندازه از جمله ویژگیهاى ظاهرى آنان است .
11. ایـمـان ، طـهـارت و تـقوا، علم و معرفت ، عرفان ، معنویت ، بصیرت ، قدرت روحى و صبر و شکیب و روحیه شهادت طلبى از جمله ویژگیهاى نفسانى آنان است .
12. سادگى و بى پیراگى ، جدیّت در کار و تلاش روزانه ، ساده زیستى ، ولایتمدارى ، نظم و انضباط و روحیه تشکیلاتى داشتن ، اتحاد و انسجام و برادرى ، روحیه حماسى و سلحشورى و عبور از موانع و عدالت ورزى از جمله ویژگیهاى عملى و رفتارى یاران خاص مهدى است .

13. خـلاصه اینکه آنان در همه ویژگیهایى که براى اداره جهان لازم است بى نظیرند و به تعبیر على (ع) ((لَمْ یَسْبِقْهُمُ الاَْوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکُهُمُ الا خِرُونَ)).



تاريخ : دوشنبه 16 اسفند 1389 | 20:24 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)


ویژگیهای یاران امام زمان (عج) در قرآن


ای مؤمنان هر کس از شما مرتد شد و از اسلام بیرون رفت ، خداوند در آینده جمعیتی را می آورد که دارای این چند امتیاز هستند :
۱) هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند .
۲) در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند .
۳) در برابر مشرکان و دشمنان ، سرسخت و نیرومندند.
۴) به طور پی گیری در راه خدا جهاد و تلاش می کنند.
۵) در مسیر انجام وظیفه از سرزنش هیچ سرزنش کننده ای نمی هراسند.
این فضل خدا است که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد، فضل و رحمت خدا وسیع است و او بر همه چیز آگاه است.
در روایات برای این آیه مصادیق مختلفی بیان شده از جمله اینکه :
این آیه در مــورد یــاران حضرت مهدی (عج) است که با این ویژگی ها با تمام قدرت ، در مقابل مرتدین و کارشکنان می ایستند، و برای برقراری حکومت عدل امام قائم (عج) و برقراری عدالت در کل جهان تلاش می کنند.
و در عبارتی امام صادق علیه السلام فرمود : صاحب این امر حضرت مهدی عج در پرتو این آیه در حمایت چنین یاران آگاه و دلاور محفوظ است.
ویژگی اول )
به عشق آن یاران به خدا اشاره می کند، آنها که جز به خدا نمی اندیشند، در حدی که خداوند نیز آنها را دوست دارد.
روشن است کــه چنین روحیه ای کــه در پــرتــو ایمان و توکل بدست مـی آید، بزرگترین عامل خیزش و پرواز و اراده و تقوی است که نقش آن در حماسه آفرینی اعجازآمیز و شگفت انگیز می باشد.
ویژگی دوم )
به پیوند اخلاقی و وحدیت و یکپارچگی با مؤمنان اشاره می کند که نقش آن در پیشبرد کار بسیار مهم و چشمگیر است.
ویژگی سوم )
حـاکـی از سـازش ناپذیری مؤمنان در بــرابــر کـافران ، و نه شرقی بودن و نه غربی بودن آنها است که در پرتو آن هر گونه تلاش و شگرد دشمن خنثی می گردد ....
ویژگی چهارم )
جهاد و مبارزه پی گیر با کفار و دشمنان اسلام است.
بالاخره ویژگی پنجم )
کـه بسیار مهم است ، قاطعیت و پایمردی مؤمنان را بیان می کند که روح محافظه کاری و مجامله در آنها نیست ، از عوام زدگی و محیط زدگی و غوغای اکثریت منحرف و استهزاء آنها نمی هراسند و با گامهای استوار در صراط مستقیم حرکت می کنند و یـاوه های چپ و راست در حرکت آنها اثر ندارد. و بــایــد به آغــاز آیــه نیز توجه داشت که ارتداد و بیعت شکنی عده ای وجیه المله ، آنها را سست و نگران نمی کند ، آنها شرایط سخت حاضر را معیار قرار نمی دهند امید به آینده دارند ، چرا که خود آینده سازند و کمبود ها آنها را سست و لرزان نمی کند.
در میان این ویژگی ها هر چند همه در جای خود از اهمیت بسیار برخوردارند ولی این ویژگی پنجم از همه مهمتر به نظر می رسد ابوذر غفاری ، آن مــرد نستوه و قاطع را در تاریخ با این لقب : لا یخاف فی اللّه لومهٔ لائم می خوانند، و خود می گوید : پیامبر صلی اللّه علیه و آله بــه مــن سفارش کرد که در راه خدا از یاوه سرائی یاوه سرایان و سرزنش کنندگان نهراسم.
وقتی کــه حجر بن عدی آن بزرگمرد خدا با یارانش به فرمان معاویه به شهادت رسیدند، امام حسین علیه السلام بزرگترین چهره انقلابی تاریخ به عنوان اعتراض به معاویه نوشت و در آن نامه بخصوص این ویژگی حجر و یارانش را تذکر داد و نوشت :
تو کسانی را کشته ای که امر به معروف و نهی از منکر می کردند ، گـنـاه را بــزرگ مـی شـمـردند ، و لا یخافون فی اللّه لومهٔ لائم و در راه خـدا از ملامت ، ملامت کنندگان نمی هراسیدند.
بسیاری هستند از یاوه سرائی های رسانه های همگانی شرق و غرب تحت تاءثیر قرار می گیرند و خود را می بازند، ولی اگر دارای این ویژگی بودند، هیچگونه تحت تاثیر قرار نمی گرفتند بلکه بیشتر به راه خود ادامه می دادند.



تاريخ : جمعه 13 اسفند 1389 | 18:15 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
 
 
 مقدمه
بـشـر هـنـوز تـابـش خـورشید فروزانش را به انتظار نشسته است و دیرى نمى پاید که لحـظـه انـتـظـار بـه سـر آیـد و عـطـر دل انگیز ظهورش، زندگى بشر را بهارى کند و سرسبزى و خرّمى و طراوت و نشاط را به انسانها هدیه دهد.
وقـتـى حضرت مهدى (ع ) بیاید حاکمیت و نظام سیاسى جهان را دگرگون مى سازد. ظلم و اسـتـکـبـار، کفر و شرک و نفاق را ریشه کن مى کند. آیین محمدى (ص ) را در جهان مستقر مى نـمـایـد و هـمه عالم را زیر پرچم توحید، به سعادت مى رساند. امنیت جهانى برقرار مى سـازد، اقتصاد جهانى را متحول مى کند. زمینى در جهان نمى ماند مگر اینکه سرسبز و خرم مى شود و خیر و برکت از همه جا مى بارد.
عـلم و فـرهـنـگ مردم جهان را دگرگون مى سازد. فنّاورىِ ارتباطات به درجه اى مى رسد که زمین زیر پاى مردم طى مى شود و دربهاى جهان به رویشان باز مى گردد... .
بدیهى است که پیروزى حق بر باطل و ایجاد این همه تحولات بنیادین همه اش با کرامت و معجزه صورت نمى گیرد، بلکه علاوه بر رهبرى و مدیریتى معصوم و برنامه اى جامع و جـهـان شـمـول ، کـادر اجـرایـى بـسـیار کاردان و لایق و توانمندى لازم است تا بتوان چنین تـحـولى در سـطـح جـهـان ایـجـاد کـرد و بـه تـعـبـیـر امـام عـلى (ع ) ((اَفـْلَحَ مـَنْ نـَهـَضَ بـِجـَنـاجٍ)) پیروزمند کسى است که یار و یاور داشته باشد.
در این مقاله ، به اجمال خصال یاوران حضرت مهدى (عج ) توصیف مى گردد
 
یاران حضرت مهدى (ع )
 
یـاران امـام زمـان (ع ) چـنـد دسـته اند. دسته اى از آنان ، یاران خاص و ستاد فرماندهى آن حـضـرت هستند که تعدادشان 313 نفر است و همانها هستند که قرآن کریم در آیه 8 سوره هود از آنان به عنوان ((امت معدوده )) یاد مى کند.
هـرگاه زمان ظهور برسد، خداوند این افراد را در اندک زمانى در مکّه ظاهر مى کند و بدون حضور اینان قیام مهدى (ع ) شروع نمى شود.
 
دسـتـه دوم از یـاران حـضرت که پس از جمع آمدن پرچمداران و ستاد فرماندهى به یارى ایـشـان مـى آیـنـد طـبـق روایـات 10 یـا 12 هـزار نـفـرنـد. وقـتـى ایـن حـلقـه کامل شد، حرکت و قیام ، آغاز مى شود.
 
حلقه سوم از یاران ، مومنانى هستند که پس از شروع قیام به آنان مى پیوندند و لحظه به لحظه بر تعداد آنان افزوده مى شود.
 
1. ماهیت یاران خاص
یاران خاص حضرت مهدى (ع ) چه ماهیتى دارند؟ چه کسانى اند؟ مشخصات آنان چیست ؟ و... .
طـبـق روایـات ، مـشـخـصـات ظـاهـرى یـاران خـاص امـام زمـان (ع ) ؛ اسـم ، نـسـب ، شـغـل ، زبـان و القـاب آنـان در صـحـیـفـه اى ثـبـت شـده و نـزد حـضـرت موجود است :
امام جواد(ع ) به نقل از پدران بزرگوارش مى فرماید:
همراه قائم (ع ) صحیفه مهر شده اى هست که اسامى یارانش همراه با ویژگیها، شهر، زینت و کـنیه هایشان در آن نوشته شده است .
تـعـداد یاران خاص 313 نفر به تعداد اصحاب بدر و اصحاب حضرت طالوت ذکر شده انـد، هـنـگـامـى کـه حـضـرت قـیـام مـى کند به دور او گرد مى آیند. ((اِذا قامَ تَجْتَمِعُ اِلَیْهِ اَصـْحـابـُهُ عـَلى عـِدَّةِ اَهـْلِ بـَدْرٍ وَ اَصـْحـابِ طـالُوتَ، وَ هـُمْ ثـَلا ثـَمـِاءَةٍ وَ ثـَلا ثـَةَ عـَشـَرَ رَجُلاً...))
 
خداوند این افراد را از دورترین شهرهاى دنیا براى یارى حضرت گرد مى آورد.
در برخى روایات اسامى شهرهایشان نیز ذکر شده است . امام باقر(ع ) مى فرماید:
سیصد و اندى نفر، به تعداد اهل بدر (313 نفر) در میان رکن و مقام با قائم (ع ) بیعت مى کـنـنـد که نجباى مصر، ابدال شام و اخیار از اهل عراق در میان آنهاست .
در روایـتـى دیـگر آمده که : پنجاه نفرشان اهل کوفه اند و بقیه از اطراف و اکناف جهان ، که همدیگر را نمى شناسند و بدون وعده قبلى گرد آمده اند.
 
در روایـات از یـاران خـاص حـضـرت بـا عـنـاویـن زیـر یـاد شـده اسـت : ((رجـال الهیون ))، ((رجال مسوّمه ))، ((اصحاب الالویه ))، ((امراء))، ((وزراء))، ((خیر الامّه ))، ((ذخر اللّه ))، ((نقباء))، ((خواص ))، ((اولى قوّة ))، ((حکّام اللّه فى ارضه على خلقه ))، ((الحکّام على الناس )) و...
 
رسول خدا (ص ) مى فرماید:
او را در طالقان گنجهایى است که از طلا و نقره نیست ، بلکه اسبهایى است بسیار زیبا و مردانى کاردان و کارساز ((وَلَهُ بِالطّالِقانِ کُنُوزٌ لا ذَهَبَ وَ لا فِضََّةِ، اِلاّ خُیُولٌ مُطَهَّمَةٌ، وَ رِج الٌ مُسَوَّمَةٌ...))
 
امام على (ع ) مى فرماید:
گـروهـى از مردان الهى دور او گرد مى آیند، دعوتش را بر پاى مى دارند و یارى اش مى کـنـنـد. آنـهـا وزیـران او هستند که سنگینى مسائل کشورى را بر عهده مى گیرند و او را در مـسـئولیت بزرگى که خداوند به عهده اش گذاشته ، یارى مى کنند ((وَ لَهُ رَجالٌ اِلهُیّون یـُقـیـمـُونَ دَعْوَتَهُ وَ یَنْصُرُونَهُ، هُمْ الوُزَراءٌ لَهُ، یَتَحَمَّلُونَ اَثْقُالَ المَمْلَکَةِ عَنْهُ، وَ یُعینُونَهُ عـَلى مـا قـَلَّدَه اللّهُ)).
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
آنـهـا فـرمـاندهان ، قاضیان ، حاکمان شرع و فقیهان دین اند ((وَ هُمُ النُّجَباءُ وَ الْقُضاةُ وَ الْحـُکـّامُ وَ الفُقَهاءُ فِى الدّیِن ...+.)) نتخب الاثر، لطف اللّه صافى ، ص 485، چاپ تهران ، 1373 ه‍ .
آنـان پـرچـمـدارانـى انـد کـه از جـانب خدا در روى زمین بر بندگان او حکومت مى کنند؛ ((هُمْ اَصـْحـابُ الاَْلْوِیـَةِ، وَ هـُمْ حـُکـّامُ اللّهِ فـى اَرْضِهِ عَلى خَلْقِهِ))
 
بر اساس روایتى دیگر:
آنـان بـهـتـریـن امـت انـد کـه بـا نـیـکان اهل بیت همراه هستند ((اُولئِکَ هُمْ خِیارُ اَلاُمَّةِ مَعَ اَبْرارِ اِلعِترَةِ...))
بـر اسـاس بـعـضـى روایـات پـنـجـاه نـفـر از ایـن افـراد را زنـان تشکیل مى دهند.
خـلاصـه کـلام ایـنـکـه تـدبـّر در روایـات یاد شده معلوم مى کند که آنان افرادى معمولى نیستند. بلکه مردانى الهى و نیروهایى زبده ، لایق و کاردان ، بطانه و اصحاب سرّ امام زمان (ع ) هستند.

 

2. ماءموریت یاران خاص
از جمله امورى که در شناسایى هر چه بیشتر ماهیت یاران خاص امام زمان (ع ) به ما کمک مى کند، بررسى روایاتى است که به تبیین ماءموریت آنان در حکومت جهانى حضرت مهدى (ع ) پرداخته اند. برخى از این ماءموریتها به قرار زیر هستند:
 
1 ـ 2. جنگ با ستمگران
اولیـن مـاءموریت یاران حضرت ، جنگى تمام عیار با مستکبران عالم است که در آغاز انقلاب بـزرگ حـضـرت ، در راءس هـمه کارهاى قرار دارد. یاران خاص مهدى (ع ) در این جنگ ، در بـعـد انـدیشه تئوریسینهاى انقلاب و در بُعد عمل ، سربازانى شجاع و فداکار در رکاب امـام زمـان (ع ) و گـوش بـه فـرمان آن حضرت هستند. وقتى حلقه یاران پس از 313 نفر کـامـل شـد قـیـام شـروع مى شود و با ستمگران جهان در مى افتند و آنان را قلع و قمع مى کنند؛ به گونه اى که خدا خشنود شود.
 
امام باقر(ع ) مى فرماید:
قائم آل محمد(ع ) شباهتهایى با پنج تن از پیامبران دارد... اما شباهت او به جدّ خود (پیامبر اکـرم (ص ) ) قـیام با شمشیر است و کشتنِ دشمنان خدا و پیامبر، و نیز جباران و سرکشان . او بـا (نـیـروى ) شـمـشـیـر و (نـیـروى ) تـرس ، (کـه در دل جـبـاران افـکـنـده مـى شـود) مـدد مـى گـردد.
 
امام جواد(ع ) مى فرماید:
آنـگـاه کـه عـدد (مـورد نـظـر یـاران حـضـرت ) یـعـنـى ده هـزار نـفـر کـامـل شد، به اذن خداى بزرگ قیام مى کند و بى درنگ به کشتار دشمنان خدا (و دین خدا) دست مى یازد، تا خداى بزرگ خشنود گردد.
خـداونـد بـه دسـت ایـنـان طاغوتها و جبّاران را نابود مى سازد و آنان را بر شرق و غرب عالم مسلّط مى کند.
 
امام باقر(ع ) مى فرماید:
گـویـى که یاران قائم (ع ) را مى بینم که بر خاور و باختر گیتى مسلط شده اند و هیچ چیز نیست مگر آنکه از آنان فرمان مى برد.
 
2 ـ 2. مبارزه با انحرافها، تحریفها و برداشتهاى نادرست از دین
دومـیـن مـاءمـوریـت یـاران خـاص امـام زمـان (ع ) در آغـاز انقلاب ، مبارزه کردن با انحرافها، تـحـریـفـهـا و بـرداشـتـهـاى نـادرسـت از دیـن و مـذهـب اسـت . عـوامـل اصـلى ایـن انـحـرافات سه دسته صاحبان زر (سرمایه داران و اشراف )، صاحبان زور (حـکـومتهاى غیر اسلامى و به ظاهر اسلامى ) و صاحبان تزویر (روحانیون وابسته و دنـیـاپـرسـت و جـیـره خـوار حـکـومـتـها و طبقات اشراف ) هستند؛ در واقع صاحبان زر و زور تـحریفها، برداشتها و تفسیرهاى غلط را سفارش مى دهند و صاحبان تزویر آن را اجرایى و عملیاتى مى کنند.
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
آزارى کـه قـائم (ع ) به هنگام قیام خویش ، از جاهلان آخرالزمان مى بیند، به مراتب سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر(ص ) از مردم جاهلیت دید. راوى مى گوید:
این چگونه مى شود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالى که آنها سنگ و صخره و چـوب و تـخـته هاى تراشیده (بتهاى چوبى ) را مى پرستیدند، ولى قائم ما که قیام کند مـردمـان هـمـه از کـتـاب خـدا بـراى او دلیـل مـى آورنـد و آیـه هـاى قـرآن را تاءویل و توجیه مى کنند!
همچنین مى فرماید:
امام قائم در جنگ خویش (با مخالفان ) به دشواریهایى بر مى خورد که پیامبر برخورد نـکـرد؛ زیرا پیامبر آمد و مردم بتهاى سنگى و چوبهاى تراشیده شده را مى پرستیدند (و گـرفـتـار تعالیم انحرافى نبودند)، لیکن قائم (در هنگام قیام خویش ) با مردمى روبه رو مـى شـود کـه رویاروى او مى ایستند و آیه هاى کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تاءویل مى کنند و در همین راستا با او به نبرد بر مى خیزند!
مـاءمـوریت یاران خاص حضرت در اینجا عبارت است از افشاى خطوط انحرافى و جریانات فـکـرى مـنـحـرف ، پاسخگویى منطقى و مستدل ، روشنگرى و تبیین درست آموزهاى دینى و نیز جنگیدن با کسانى که دست از افکار و اندیشه هاى نادرست خویش بر نمى دارند و حق خالص و اسلام ناب را نمى پذیرند.
 
یـاران خـاص مهدى (ع ) در پرتو تعالیم امام خویش ، به شناختى دست مى یابند که هیچ اشـتباه و انحرافى در آن وجود ندارد. آنان راه و روش دین خدا و امام عظیم الشاءن خویش را بـه طـور یکدست ، یکسان و منسجم براى توده هاى ناآگاه تبیین مى کنند و به طور هماهنگ بـه نـشـر تـعـالیـم نـاب اسـلامـى مـى پردازند. اینان علاوه بر توانمندیهاى مدیریتى قـابـل تـوجـه ، در دیـن شـنـاسـى و مسائل مربوط به اسلام تخصص دارند و از فقیهان و اسلام شناسان راستین هستند.
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
آن گروه که قائم هنگام قیام خویش با او کار مى کنند، نجیبان ، قاضیان ، حاکمان شرع ، فقیهان و دین شناسانى هستند که (برکت و) مسحه الهى یافته اند؛ به گونه اى که هیچ حکمى بر آنان اشتباه نمى شود.
 
3 ـ 3. عمران و آبادى کشورها و برقرارى عدالت
مـاءمـوریـت دیگر یاران خاص این است که پس از اقتدار یافتن حضرت مهدى (ع )، مسئولیت اداره کـشـورهـا را از جـانـب ایـشان بر عهده مى گیرند و هر کدام عازم منطقه اى مى شوند و پـایـه هـاى مـسـتحکم بناى رفیع حکومت جهانى مهدوى را بنا مى نهند و به عمران و آبادى کشورها مى پردازند و عدالت اسلامى را برقرار مى سازند.
 
هـنـگـامـى که قائم (ع ) قیام کند براى هر کشورى از کشورهاى جهان فرمانروایى بر مى گـزیـنـد و به او مى فرماید: دستورالعمل تو در کف دست تو است ، هرگاه حادثه اى بر تـو روى دهـد کـه حـکـم آن را نـمـى فـهمى و طرز داورى در آن را نمى دانى ، به کف دستت بـنـگـر، هـر چـه در آن مـنـعـکـس بـاشـد بـر اسـاس آن عـمـل کـن ؛ ((اِذا قـامَ القـائِمُ بـَعـَثَ فى اَقالیمِ الاَْرْضِ، فى کُلِّ اِقلیمٍ رَجُلاً ثُمَّ یَقُولُ لَهُ: عـَهـْدُکَ فـى کـَفِّکَ، فـَاِذا وَرَدَ عـَلَیـْکَ مالا تَفْهَمُهُ وَ لا تَعْرِفُ القَض اءَ فیهِ، فَانظُرْ اِلى کَفِّکَ وَ اعْمَل بِم ا فیه ا)).
 
امام صادق (ع ) مى فرماید:
حـضـرت مـهـدى (ع ) یـارانـش را در هـمـه شـهـرهـا مى پراکند و به آنها دستور مى دهد که عـدل و احـسـان را شـیـوه خـود سـازنـد. حـضـرت ، آنان را فرمانروایان کشورهاى جهان مى گـردانـد و بـه آنـهـا فـرمان مى دهد که شهرها را آباد سازند؛ ((یُفَرِّقُ الْمَهْدِىُّ اَصْحابَهُ فـى جـَمـیـعِ الْبـُلْدانِ، وَ یـَاءْمـُرُهـُمْ بـِالْعَدْلِ وَ الاِحْسانِ، وَ یَجْعَلُهُمْ حُکّاما فِى الاَقالیمِ، وَ یـَاءْمـُرُهـُمْ بـِعـُمـْرانِ الْمـُدُنِ)).
 
همان حضرت مى فرماید:
حضرت ، والیان خود را به شهرها مى فرستد و دستور مى دهد که عدالت را در میان مردم پـیـاده کـنـنـد ((یـبـعـث الى امـرائه بـسـائر الامـصـار بالعدل بین الناس )).
 
بـدون تـردید تدبّر در این ماءموریت ها که در روایات تبیین شده اند، ماهیت یاران خاص و کـابـیـنـه دولت حـضـرت مـهـدى (ع) را روشن تر مى سازد. معلوم مى شود که آن حضرت بهترینها را براى اداره جهان بر مى گزیند و ستونهاى مستحکم بناى رفیع حکومت جهانى را بـر آن اسـتـوار مـى سـازد و ایـن تـعـداد بـه تـعـبـیـر رسـول اکـرم (ص ) خـالص تـریـن و بـرتـرین وزیران حضرت مهدى (ع ) هستند؛ ((وُزَراءُ الْمـَهـْدِىِّ... وَ هـُمْ اَخـْلَصُ الوُزَراءِ وَ اَفـْضَلَ الوُزَراءِ)) و کـسـانـى انـد کـه قـدرت اجـرایى فوق العاده اى دارند و مى توانند مملکتى را اداره کنند.
 
3. ویژگیهاى یاران خاص امام زمان (ع )
ایـنـک بـا تـوجـه بـه روایـاتـى کـه دربـاره یـاران خاص حضرت ، ماهیت و ماءموریت آنان گـذشـت ، مـى تـوان گـمـانـه زنى زد که هسته مرکزى و ستاد فرماندهى تشکیلات حکومت جـهـانـى مـهـدى (ع ) بـایـد چـگـونـه و داراى چـه خـصـوصـیـاتـى بـاشـنـد. ولى در عـیـن حـال بـراى بـهـره گـیـرى بیشتر از روایات معصومین (ع )، روایاتى را که درباره تبیین ویژگیهاى یاران خاص امام زمان (ع ) وارد شده ، دست مایه خود قرار مى دهیم .
این ویژگیها را بر اساس روایات در سه محور کلى مى توان مورد بررسى قرار داد.
 
1 ـ 3. ویژگیهاى ظاهرى
در پاره اى از روایات ، ویژگیهاى ظاهرى یاران خاص حضرت مهدى (ع) بیان شده است . مـانـنـد روایـاتـى کـه دربـاره مـشـخـصـات ظـاهـرى آنـان از قبیل اسامى آنان و شهرهاى آنان و غیر آن وارد شده که برخى از آنان پیش از این ذکر شد.
بـعـضـى روایات درباره خصوصیات ظاهرى آنان ، روایاتى است که محدوده سنّى آنها را بـیـان کـرده و بـیـشـتر آنها را جوان معرفى مى کنند. به عنوان نمونه ، امام باقر(ع ) مى فرماید:
یـاران قـائم هـمـه جـوان انـد و پیرمرد در میان آنان نیست مگر مانند سرمه در چشم و نمک در غـذا، و کـم تـریـن چـیـز در غـذا نـان است ((اَصْحابُ القائِمِ شَبابُ لا کَهُوُلَ فیهِمْ، اِلاّ مِثْلَ الْکـُحْلِ فِى الْعَیْنِ وَ المِلْحِ فِى الزّادِ، وَ اَقَلُّ الزّادِ المِلْحُ))
 
بعضى دیگر از روایات به رنگ ، قد و اندازه ، زیبایى و لباس پرداخته مى فرماید:
هـمـه آنـهـا یـک رنـگ و هـم اندازه اند، جمال و لباسهایشان یکسان است ((... وَ الزِّىُّ واحِدٌ، وَ القـَدُّ واحـِدٌ، وَالجـَمـالُ واحـِدٌ، وَ اللِّبـاسُ واحـِدٌ...))
بـرخى دیگر از روایات نیز چنان که گذشت به جنسیت تعدادى از یاران خاص پرداخته و ذکر مى کند پنجاه نفر زن همراه آنان است .
پاره اى دیگر از روایات به قدرت بدنى آنان پرداخته ، مى فرماید:
چـون امـر ظـهـور حـضـرت واقـع شـد، بـه هـر انـسـان [از یـاوران ایـشـان ] نـیـروى چـهـل مـرد داده مـى شـود ((اَنَّه لَوْ قَدْ کانَ ذلِکَ، اُعْطِىَ الرَّجُلُ قُوَّةَ اَرْبعینَ رَجُلاً...))
یا مى فرماید:
هـمـانـا بـه یـک نـفـر از آنـان نـیـروى چـهـل مـرد داده مـى شـود و دل او از قطعه فولاد سخت تر مى شود، اگر به کوههاى آهن روى آورد آنها را قطعه قطعه مى کند!

 

2 ـ 3. ویژگیهاى نفسانى
روایـات مـتعددى به تبیین ویژگیهاى معنوى و نفسانى یاران خاص امام زمان (ع) پرداخته انـد. خـصـوصـیـاتى مانند علم و معرفت ، ایمان ، خشیت الهى ، طهارت و تقوا، زهد، بینش و بصیرت ، عبادت و بندگى ، توجه به خدا، دعا و ذکر و نیایش و استغفار، شب زنده دارى ، شرح صدر، صبر و شکیب و غیر اینها برخى از خصلتهاى معنوى و نفسانى یاران خاص حـضـرت مهدى(ع) میباشد.


تاريخ : جمعه 13 اسفند 1389 | 17:03 | نويسنده : entezar_m313 | ارسال نظر(0)
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب

تماس با ما
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران